العلامة المجلسي
56
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
پس بار ديگر طلب كنند وقبول نكنند ، پس چون اين آية را ببينند شمشيرهاى خود را بر دوشها بگذارند وجهاد كنند ، پس مردم به دين حق درآيند . پس ايشان به اين راضى نشوند تا آنكه بر ايشان پادشاه ووالى شوند وپادشاهى در ميان ايشان بماند وبه كسى ندهند مگر به صاحب شما - يعنى حضرت صاحب الزّمان صلوات اللّه عليه - وهركه با ايشان كشته شود در جنگ شهيد شده است وثواب شهيدان دارد [ همانا من اگر درك كنم آن زمان را هر آينه نگهدارى مىكنم جانم را براي صاحب اين امر ] . » مترجم گويد كه : بر صاحبان بصيرت ظاهر است كه از جانب مشرق كسى كه دين حق را طلب نمود ومردم را به دين حق دعوت كرد وپادشاهى يافت به غير از سلسلهء عليّهء صفويّه - خلّد اللّه ملكهم - نبود ودر اين حديث شريف ، جميع شيعيان ، خصوصا أنصار وأعوان اين دولت ابد توأمان را بشارتهاست كه بر عاقل پوشيده نيست . « 1 »
--> ( 1 ) . در بيانى كه علّامه مجلسي - رحمة اللّه عليه - در مورد اين حديث شريف وحديث بعد دارند ، شايد براي خوانندگان گرامى از دو جهت توهّم ايجاد شود : اوّل : اينكه تعيين مصداق در زمان ظهور نوعي توقيت است ، درحالىكه وقت معيّن نمودن در أحاديث منع شده وفرمودهاند : « كذب الوقّاتون إنّا أهل بيت لا نوقّت . » ( كافى 1 / 368 ) ثانيا : اين بيان علّامه از قبيل توجيه كردن يك امر عام ، به امر خاصّ مىباشد ؛ توضيح اينكه احاديثى از ائمّه معصومين صلوات اللّه عليهم به ما رسيده كه در آنها فرد يا گروه خاصّى معيّن نشده است ولى توهّم ايجاد مىشود كه مرحوم علّامه اين حديث وحديث بعدى را كه يك حديث عام مىباشد تفسير به يك گروه خاصّ كرده است ! امّا جواب از اين دو اشكال اين است كه اين توهّمات زماني وارد ميشود كه اين توقيت وتفسير امر عام به خاصّ از روى قطع وجزم گفته شود ، ولى آنچنان كه ظاهر وهويداست مرحوم علّامه مجلسي - رحمة اللّه عليه - در مقدّمه كتاب خود بعد از توضيح اينكه در دو حديث ، ائمّه أهل البيت صلوات اللّه عليهم خبر دادهاند به اتّصال اين دولت به دولت امام عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ، در پايان گفتار خود مىفرمايد : ( اميد كه اطناب اين دولت عظمى به أوتاد خيام ، سعادت فرجام أوصياء پيوند يابد . . . ) چنانچه واضح است مرحوم علّامه كلام خود را با دعاء به اتمام -